و پرسش، و پاسخی پیرامونِ “تعلیق”

نقدی پیرامونِ فرم، و در خوانشِ فرم، عمقِ محتوای “تعلیق” از احسان قنبری فرد.

ساعتی هنوز از انتشار قابِ عکس “تعلیق” سپری نشده بود.

با دوستی از اهالیِ صاحب قلم، فن و ساحتِ عکاسی پیرامونِ نحوه ی ارایه ی عکس گفت وگو کردم.

احسان چون همیشه صریح، و چون هماره رها و اما عمیق پاسخ گفت.

موضوع، چرخشِ ۹۰ درجه ای عکس بود.

احسان موافقِ چرخشِ ۱۸۰ درجه ای عکس “تعلیق” بود تا فحوای “تعلیق”، بیش از این در بطنِ ماجرا نمایان شود.

من اما نه! موافق نبودم.  چرا که از قضا، قابِ اصیلِ این عکس، خود ۱۸۰ درجه وارونه بود. 

دلیلم را بازگو کردم.

“احسان! با چرخشی ۱۸۰ درجه ای، وارونگی فرم را چونان می شکند که “تعلیق” را که بر حضور توأمان، در هم تنیده و برهمِ آگاهی و عدمِ آگاهی است، یا به زبانی گویاتر، “تعلیق” را که زاده ی کنشِ همزمانِ تفکر، و شهود است، به وادیِ “خلسه” می برد.

خلسه، آگاهی را می بَرد. تماماً پرده ی شهود است و بس. به دنبالِ معنایی کمرنگ و معلق بودن در آن، بی وجه است. !

عکسِ وارونه، فرم را نامکشوف می کند و کارِ عقلِ معلّق را از همان ابتدا تمام می سازد.”

و احسان، باز پاسخ گفت.
نقد او، به واقع، محتوای نقدِ اثر دارد.

در مقوله ی نقد، بر خلافِ آن چه به صورتِ عمومی در فضای هنری و به ویژه عکاسی مان می گذرد، صِرفِ پیداکردنِ ایراد و انگشت گماردنِ بر آن، و به بیانی گرفتنِ نقاطِ ضعف اثر، نقادی درست نیست.

نقدِ صادق، نقدِ صحیح به قول “گادامر”، “خود اثری است هنری” که سعی دارد نقاطِ تاریک و تیره ی اثر را که از چشمان مخاطب دور مانده، نورِ آگاهی بر آن افکند. ضرورتاً به همین دلیل هم هیچ گاه کامل نخواهد بود.

 

شکل‌گیری این نقد

قرار بود گفت وگوی ما پیرامونِ عکس، به صورتِ پرسش و پاسخی حرفه ای در فضای عکاسانه ی خود نشر یابد.

احسان اما رندی کرد؛ فرمِ نقد را خلق کرد! فایلِ “پرسش، و پاسخی پیرامونِ قابِ عکس “تعلیق” را آفرید که با صدای گرمش و دلنوازی موسیقی که در متنِ آن نشسته است، بخواهیم یا که نه، ما را با فرمی از نقد مواجه می کند، که اصیل تر است.

احسان، در این فایلِ صوتی، از توضیح و تبیینِ فرم شروع می کند. آن را می کاود. چراییِ حضورِ عناصر را بررسی می کند و سبقه ی هنریِ آن را بیان می نماید. سپس به محتوای صریحِ عکس و آن چه به ظاهر عکس ارایه می کند، می پردازد.

سرانجام در جایگاهِ یک عکاس، محتوای ضمنی و درونیِ عکس را باز می کند.

در آخر، به تبیینِ آن چیزی می پردازد که از نظرِ او، موجبِ هم راستاییِ بیش از پیشِ محتوا و ارایه ی فرمِ عکس می شوند.

از وصفِ های او سپاسگزارم و اما برخود می دانم نکته‌ای را توضیح دهم. بجز عکس و توضیحات نقادانه ی احسان، الباقی را به حسابِ مرامِ شیرازیِ او خواهم گذاشت.

شنیدنِ فایلِ صوتیِ “پرسش، و پاسخی پیرامونِ قابِ عکسِ تعلیق” را پس از دیدن دوباره‌ی عکس توصیه و تأکید می کنم.

 

فایل صوتی نقدی پیرامون قاب تعلیق را بشنوید.

 

 

 

تعلیق

تعلیق، درآویختن؛
آویزان شدن؛
معلق شدن؛
ترکِ چیزی بدونِ لغوِ کاملش؛
و بلاتکلیفیِ محض..

تعلیق، احساسی ست که اندیشه ی اندیشناک، به تمامی درمی یابدش.

فهمش می کند.

ناخواسته می پذیردش.

بر گَردِ آن می پیچد.

و دیگر، توانی بر فهمِ تعلّقِ بر فردایش ندارد.

تعلیق را حسی می پنداریم که انتها ندارد. کشاکش اش جانانه تا به ابد می رود. تماماً از جنسِ روح است. و فکر را مختل می کند.

تعلیق گاه با مراقبه همراه می شود.

 

سر از عالمی پر و خالی از خلاء برمی آورد. واژه هایش بُریده، تکه تکه، و در جملات بی معنا می گردد.

در کنار انتظار، رنگ می سازد.

و سر انجام همان احساسی می شود، که تمام، در زندگی مان می پیچد.

چنین می کند. می بَرَد. می بُرَد. می خورد. پاره پاره ی وجودمان را .

تعلیق،

فریاد بر می آورد. جیغ می کشد.

برافروخته می سازد.

در گیجی، در سکوتی محض.

 

 

تعلیق

 

 

 

 

 

@MiM_Chanel

به “کانال میم” بپیوندید.

هیچ نظری وجود ندارد

Leave a reply

ارسال پیام

پیامتان را اینجا بنویسید و حتما ایمیلتان را قید کنید تا بتوانیم به شما پاسخ بدهیم.

Sending

کلاس عکاسی © [2018]

ورود با نام کاربری و رمز عبور

یا    

Forgot your details?

Create Account