نگرش و تجربیات اریک الماس از 20 سال سابقه کاری خود و بیان چرایی عکاسی تبلیغاتی


من اولین کار تبلیغاتی خود را در سال 2000 انجام دادم. هنوز هم به یاد می آورم که چقدر هیجان‌زده بودم. چند ماه بعد، با چند مجله که عکس‌های من بر روی آن‌ها چاپ شده بود از کتاب‌فروشی واقع در خیابان شاهستن سانفرانسیسکو بیرون رفتم.

با اینکه بیست سال از فعالیت عکاسی تبلیغاتی من گذشته است، همچنان از دیدن کارهایم در مجلات و بیلبوردها شگفت‌زده می‌شوم. کمپینی که در سال گذشته برای شرکت قطر توریسم طراحی کردیم، در سطح جهان و در مجلات، بیلبوردهای فرودگاه‌ها و مکان‌هایی مثل میدان نیویورک تایمز یا سیرک پیکادیلی لندن و خصوصا در فضای آنلاین مورد نمایش قرار گرفت.


عکس تبلیغاتی برای تشویق گردشگران به قطر در طراحی کمپین برای قطر توریسم
عکس تبلیغاتی برای شرکت قطر توریسم

تغییر نگرش من نسبت به چرایی عکاسی تبلیغاتی

اینکه چطور مسئولیتم را در قبال اعتمادی که به من شده به انجام می‌رسانم، در طول زمان تغییر کرده است. در ابتدا نگاه من به عکاسی تبلیغاتی بسیار ساده‌لوحانه بود. اینکه استخدام بشوم برایم هیجان‌انگیز و سرگرم‌کننده بود و تمام تلاشم را می‌کردم تا نتیجه کارها و عکس‌هایم خلاقانه باشد.

با اینکه در این دوره برخی از تصاویر بارز خودم را ثبت کردم، آنقدر کنجکاو نبودم و درک لازم برای فهم تصویر را نداشتم تا از خود بپرسم چرا مشتریان (شرکت‌ها) از من می‌خواهند تا این قبیل عکس‌ها را ایجاد کنم؟
این عکس‌ها چه پیغامی در مورد برند ارائه می‌کنند؟ مخاطبان ما چه کسانی هستند و محیطی که عکس‌ها در آن به نمایش در می‌آید کجاست؟ کدام کیفیت نور و پالت رنگ تأثیر بیشتری بر احساسات مخاطبان دارد؟


عکس تبلیغاتی erikalmas
عکاس:‌اریک الماس


اکنون پاسخ این سوالات آنچنان برایم واضح هستند که خورشید در آسمان! بر خلاف اینکه به نظر می‌رسد با افزایش سن فرد دچار گنگی می‌شود برای من برعکس بوده است. با گذشت بیست و پنج سال از زندگی عکاسانه و بیست سال از حرفه عکاسی تبلیغاتی من، اکنون بینش و درک بسیار متفاوتی از کار آژانس‌های تبلیغاتی در ساختن برند یا ارائه یک محصول دارم.

زمانی که به عنوان عکاس استخدام می‌شوید تا ایده‌های ماه‌ها یا سال‌های یک برند را خلق کنید فشار زیادی روی شما خواهد بود اما این اتفاق مزیت بزرگی است. انتظارات بالا از کیفیت کار امتیازی است که می‌تواند موجب خلق عکس‌های هنرمندانه شود.

در ژانویه سال 2009 که اقتصاد شکست خورده بود و گردشگری و مسافرت افت کرده بود، لازم بود تا عکس‌های من موفقیت‌آمیز باشند. برای مثال در اسپانیا که شانزده درصد درآمد ملی آن از صنعت توریسم بود از من خواسته شد تا برای کمپین جهانی سفر به مادرید عکاسی کنم.

من کمپین‌های بزرگتری هم داشتم اما هیچ وقت در این سطح فعالیت نکرده بودم. به وضوح روز اول عکاسی را به یاد می‌آورم. هرگز تا این اندازه هم استرس و هم آسودگی نداشتم.! هنگام جستجوی محل، تصمیم گرفتیم تا حصار امتداد صخره را برداریم. در تاریکی ابتدای صبح و در اولین روز عکاسی آماده بودیم تا آفتاب طلوع کند.

تهیه‌کننده حفاظ موقتی را که برای ایمنی در نظر گرفته شده بود را از صخره جدا کرد و خودش از صخره افتاد…! خوشبختانه با چندین کبودی به درخت‌هایی که از صخره بیرون زده بود چنگ زده بود و ما موفق شدیم او را بالا بکشیم. قرار بود کمی بعد، نوزده نفر از آژانس و وزارت گردشگری اسپانیا اولین عکس گرفته شده کمپین را ببینند! ژانویه بود و هوا خوب نبود. پیش‌بینی هوای صبح‌گاهی عالی نبود ولی نور سپیده دم و طلوع خورشید کمی خیال گروه پشت صحنه را راحت کرد.

آن صبح با تلفیق عجیبی از احساسات همراه بود. آدرنالین ناشی از سقوط و نجات تهیه‌کننده و تمامی فشارها با تابیدن خورشید در سراسر شبه جزیره همراه شد. تهیه کننده در اواسط عکاسی برای درمان کبودی‌هایش به بیمارستان مراجعه کرد. خودم هم احساس سرگیجه داشتم و استراحت کردم تا بتوانم تمرکز کنم. نهایتا چیزی را که دارای تعادل بیشتری بود برای عکاسی پیدا کردم.


تبلیغ منظره ای از مادرید برای جذب گردشگران به اسپانیا در زمان رکود اقتصادی
خروجی عکاسی برای تبلیغات گردشگری اسپانیا

در دهه گذشته آن قدر خوش‌شانس بوده‌ام که در بسیاری از کارهای سطح بالا و پایین استخدام شدم. هر کاری با فشارها و انتظارات خاص خودش …

دلیل اینکه این داستان‌ها را برایتان تعریف کردم اشاره به تغییر درک من از فرایند خلاقیت و چرایی زبان بصری یک برند بود.


جایگاه عکاسی تبلیغاتی در دنیای امروز
جایگاه عکاسی تبلیغاتی در دنیای امروز

از من می‌پرسند که آینده عکاسی تبلیغاتی چیست؟
من گوی جهان‌نما ندارم که آینده را پیش‌بینی کنم، اما می‌بینم که اثر استفاده از تصاویر در روزنامه‌ها و مجلات کمرنگ شده و گسترش عمیق عکاسی از طریق دوربین‌های تلفن همراه و رسانه‌های اجتماعی رخ داده است.

در رسانه‌های اجتماعی به راحتی یک تصویر از خاطرات فراموش می‌شود. بنابراین در محور تلاش‌های مربوط به برندسازی، لازم است تا پیام‌های تجاری با روایت عمیقی بیان شوند تا مخاطب نسبت به آن احساس اتصال عمیق‌تری داشته باشد. در غیر این صورت، با همان سرعتِ فراموش شدنِ تصویری که شرکت برای معرفی خود از آن استفاده کرده، خود شرکت نیز فراموش می‌شود.

اگر مثل من به این نکته باور داشته باشید، می‌یابید که عکاسان و فیلم‌سازان برای درک نیازها و چرایی برند، اهمیت بالا و نقش مهمی دارند. من معتقدم عکاسان تبلیغاتی و کارگردان‌ها می‌توانند به صورت موثری به برندها در ساختن داستان مورد نظر خود کمک کنند و در عین حال به شکوفایی خود در این راه ادامه دهند.


درباره نویسنده:

اریک الماس عکاس تبلیغاتی مستقر در کالیفرنیا است که در سراسر جهان برای مشتریانی مانند تویوتا، پوما، نایک، هایات و سیتی بانک عکاسی کرده است.
مطالب بیان شده در این مقاله صرفاً نظرهای نویسنده است.

وبسایت اریک الماس


2 دیدگاه

Sina Naghavi · 28 فوریه 2020 در 2:08 ق.ظ

مطلب جالبی بود،با دیدن عکسا ایده های جالبی به سرم اومد ولی برای اجرایی کردنش اول باید به یه عکاس خوب تبدیل بشم.

    دکتر زهرا برادران · 28 فوریه 2020 در 9:27 ق.ظ

    بله دیدگاه و نگرش متفاوتی در سبک عکاسی ایشون مشاهده میشه. خصوصا اینکه میتونیم این سبک رو با تبلیغات غیر مستقیم همخوان بدونیم. به این صورت که واکنش های منفی مخاطب در حداقل قرار می‌گیره و تأثیرگذاری محتوا بالاتر میره.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *